«حقوق بشر در عربستان »
«حقوق بشر در عربستان »
در این پست می خواهم به بحث حقوق بشر در عربستان بپردازم،از این رو این موضوع را برای این پست برگزیدم چراکه در کشوری که عنوان خادم دو حرم شریف را یدک می کشد به تنها چیزی که توجه نمی شود حقوق انسان ها است و این امر مسلمان و غیر مسلمان هم نمی شناسد و جالبتر از همه هم اینکه که داعیان حقوق بشر در جهان دست رفاقتشان در دستان پادشاهان عربستان است و نزدیکترین روابط عربستان با آمریکا و کشورهای غربی است با این وجود کوچکترین نقدی حتی در زبان، به نقض حقوق بشر در عربستان توسط این کشورها صورت نمی گیرد
و جالبتر از همه اینکه کوچکترین عملی در ایران زیر ذره بین داعیان حقوق بشر غربی است و ذره ای بهانه کفایت می کند برای انگ ضد حقوق بشر خوردن ایرانیان.
این مطلب هم اگر چه بدیهی است اما درخورتوجه است که بیان کنم سیاست خارجی کشورهای غربی مبتنی بر اصول ماکیاولیستی و منفعت طلبانه است و حقوق بشر صورتکی است که بر رفتارهای ضد و نقیض خود می کشند و آنجا که منافع در ارتباط دوستانه با عربستان باشد،حقوق بشر اساسا از یاد برده می شود و اگر بحث ایران و کوبا و ونزوئلا و امثالهم مطح باشد یکدفعه عروسک خیمه شب بازی حقوق بشر در دستان آمریکاییان بیدار می شود
حال بهتر است به اصل متن بپردازم:
سرزمین حجاز با تاریخی کهن که دیر زمانی مهد تمدن اسلامی بوده، اسلام ناب محمدی در آنجا ریشه دوانید و توسط اصحاب حضرت پیامبر اکرم (ص) به نقاط دور و نزدیک انتشار یافت، متاسفانه در طول سالیان دراز همواره شاهد نقض حقوق بشر و دیکتاتوری حاکمانی بوده است که نام "خادم دو حرم شریف" را یدک میکشند. عجیبتر اینکه قدرتهای مدعی دفاع از حقوق بشر نه تنها اعتراض قابل توجهای با سیاستهای ریاض علیه شهروندان سعودی و نقض حقوق بشر در آنجا نمیکنند؛ بلکه همواره از رژیم حاکم در آنجا حمایت کرده و در کنار آن قرار گرفتهاند.
ماهیت و ذات رژیم عربستان سعودی استبدادی بوده و ساختار آن بر پایه حکومت اقلیت بر اکثریت است، و رویکرد طایفهای و مذهبی را سرلوحه کار خود قرار میدهد، طبیعی است که حقوق همه گروههای اجتماعی را زیر پا بگذارد و همچنین برای اینکه در رأس هرم قدرت باقی بماند طبیعی است که به جای خدمت به مردم به قدرت و خشونت روی بیاورد. این در حالی است که میبایست مشروعیت خود را از ارائه خدمات به مردم و مشارکت دادن آنها بگیرد. اما باتوجه به ماهیت سرکوبگرانه این نظام از بدو رسیدن به قدرت سرکوب و زیر پا گذاشتن حقوق مردم را
از سر گرفته است.
این سرکوب به اشکال مختلفی تجلی یافته است. چنانچه از بازداشتها و زندانی کردن مردم بگذریم، سرکوب آزادیهای مسلم انسان را مییابیم که برای نمونه میتوان به ممنوعیت رانندگی زنان در عربستان اشاره کرد.
در آنجا آزادیهای بیان و آزادیهای دینی زیر پا گذاشته میشود. مردم حتی از حقوق اجتماعی و شهروندی که همه
مردم کشورهای مختلف از آنها برخوردارند محروم می شوند.
در عربستان سعودی چیزی به نام انتخابات یا مشارکت آزاد مردم در امور سیاسی نمییابید.این نظام هیچ راهی برای اینکه مردم به حقوق خود دست یابند، باز نمیگذارد. این در حالی است که مقامات ریاض ادعا میکند که مردم این کشور در نعمت و خوشی به سر میبرند و همه امکانات و مایحتاج آنها را مهیا میکند. حتی به مردم میگوید ملتهای دیگر به شما حسادت میکند. ولی گذر زمان چنین ادعای دروغینی را رسوا کرد و معلوم شد حتی کشورهای همسایه که در بافت اجتماعی و دینی با مردم عربستان مشترکند تفاوت بسیار زیادی وجود دارد و عقب ماندگی بسیاری در عربستان سعودی به چشم می خورد.
وسایل ارتباط جمعی، ادعاهای ریاض مبنی بر اینکه کشورشان از نام و اعتبار و آبروی بالایی برخوردار است، را رسوا کرد و معلوم شد هیچ رفاه و آسایش و حقوقی در کار نیست. به طور کلی نظام ریاض در سرکوب آزادیهای مذهبی معروف است در عربستان سعودی به غیر از مسلمانان، حدود ۸ میلیون شهروند غیرمسلمان حضور دارند
که حقوق آنها نیز زیر پا گذاشته می شود.
وهابیون حداکثر ۲۰ درصد ملت عربستان را تشکیل میدهند و این جماعت اندک دیدگاه خود را در خصوص دین و حکومت بر دیگران تحمیل میکنند.
عربستان سعودی هیچ اعتقادی به اصل همزیستی شهروندان و حقوق شهروندی ندارد زیرا حقوق شهروندی به معنای برابری، عدالت، عدم تبعیض میان شهروندان، رعایت حقوق همه افراد، ارائه خدمات و همه آحاد ملت است ولی در کشوری که حقوق بشر محلی از اعراب ندارد اقلیتهای مذهبی به ویژه شیعیان بیش از سایر آحاد ملت حقوق آنها زیر پا گذاشته می شود.
برای نمونه شیعیان عربستان هیچ منصبی در اداره موسسه دولتی به آنها واگذار نمیشود. برای نمونه زنان شیعه سعودی حتی نمیتوانند مدیریت یک مدرسه را به عهده بگیرند. و این امر حقد و کینه طبقه حاکم نسبت به برخی گروههای سیاسی را نشان میدهد و بایستی علت همه این موضوعات را باید در امور سیاسی و سیاست ریاض در این خصوص جستجو کرد.
تلاش ریاض برای تغییر بافت و ترکیب جمعیتی شهرهای شیعهنشین است که در همین روزها در مناطق شرقی عربستان سعودی با سرعت بیشتری در حال انجام است. آنها میخواهند نسبت شیعیان در عربستان سعودی را کمتر کنند ولی چنین امری هیچ گاه نمیتواند از واقعیت امر بکاهد زیرا نسبت شیعیان در عربستان معلوم بوده و تلاش های آنها نمی تواند به کاهش تعداد شیعیان بینجامد.
نسبت وهابیون در عربستان معلوم
است و بر هیچ کسی پوشیده نیست که وهابیون تنها ۲۰ درصد ساکنان سرزمین حجاز را
تشکیل میدهند و به رغم اقلیت بودن آنها بر همه ارکان حکومت سیطره پیدا کردهاند.
در عربستان تقریبا ۹۵ درصد ثروتهای خدادادی در دست اقلیت وهابی قرار دارد. وقتی
میگویم وهابی به هیچ روی منظورم گروههای اهل سنت نیست؛ زیرا شافعیها و اسماعیلیها
و سایر گروههای سنی مانند سایر اقلیتهای مذهبی از حقوق خود محروم بوده و اذعان
میکنند که وهابیها فرقهای تکفیریاند که همه گروههای مذهبی به غیر از وهابیون
را تکفیر میکند. به عبارت دیگر طرفداران و پیروان مذاهب غیروهابی حتی نمیتوانند
آئینهای دینی خود را به راحتی به جا بیاورند.
۹۰ درصد شرکتهای بزرگ در عربستان در دستان وهابیون و نجدیهای عربستان سعودی است.
حدود ۸ تا ۹میلیون شهروند خارجی در عربستان مشغول به کارند.
از جمله موارد دیگر نقض حقوق
بشر در عربستان سعودی میتوان به ضرب و شتم کارگران خارجی توسط شاهزادگان اشاره
کرد. قشر کارگر که اکثریت آنها را کارگران خارجی تشکیل میدهند، از کوچکترین حقوق
خود محروم بوده و به ویژه خدمتکاران زن در منازل همواره مورد ضرب و شتم قرار میگیرند
و به طور کامل به حقوق خود دست نمییابند. آنها موظفند به صورت ۲۴ ساعت شبانه روز
در اختیار صاحبکاران خود باشند. به مرخصی نمیتوانند بروند و گمان میکنم لزومی
به اشاره به موضوع تجاوز جنسی نباشد.
چنین مواردی توسط گزارشهای سازمان حقوق بشر به صورت مستند و همراه با اسناد ارائه
شده است و بر اساس محافل حقوق بشری عربستان سعودی یکی از تاریکترین پروندههای
نقض حقوق بشر را به ویژه در قبال کارگران، در کارنامه خود دارد. حتی حقوق کارگران
عرب زیر پا گذاشته میشود. توهین به کارگر خارجی و اخراج او از کشور به هیچ بهانهای
نیاز ندارد. برای نمونه میتوانم به اخراج شماری از کارگران چینی شاغل در خط
مترویی در عربستان اشاره کنم. از همه وحشتناکتر این است که برخی خدمتکاران به
بهانههای واهی در عربستان اعدام شدند که میتوان به اعدام یک خدمتکار زن
اندونزیایی و همچنین یک خدمتکار زن فیلیپینی اشاره کرد. این دو مورد اعدام تنها
نمونه بسیار کوچکی از آمار وحشتناک اعدامهای واهی در عربستان سعودی است. یعنی
کارگران خارجی
هیچ احترامی در عربستان سعودی ندارند.
در اینجا جا دارد تاکید کنم بسیاری از این نقض حقوق بشر توسط شاهزادگان و طبقات حاکم صورت میگیرد بسیاری از شاهزادگان چندین تن از خدمتکاران زن را کشتهاند و حتی در سفرهای خارجی که خدمتکاران را با خود میبرند حقوق خدمتکاران را رعایت نکرده و بعضا حوادث قتلی در خارج صورت میگرفت که کیفرخواستهایی علیه برخی شاهزادگان در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی صادر شده است.
آمریکا و سایر کشورهای غربی
دوست ریاض نمیتواند نقض حقوق بشر را انکار کند. زیرا حتی اسناد ویکی لیکس چنین
موضوعی را اثبات کرده و میافزایند "دولتهای آمریکا در خصوص حقوق بشر در
عربستان سعودی با نظام ریاض اختلاف نظر دارند ولی با این وجود از نظام عربستان که
نظامی طغیانگر، تبعیضآمیز و فاسد است حمایت میکند" و علت آن این است که طبقه حاکم در عربستان سعودی
منافع اقتصادی و سیاسی واشنگتن را برآورده میکند. همانطور که میدانید عربستان
سعودی رشوههای کلانی به غربیها میدهد و معاملههای بزرگ اسلحه با آنها انجام میدهد
و خود را پیشاهنگ و پیشقراول اجرای سیاستهای آمریکا در غرب و منطقه میداند. این
در حالی است که بسیاری از سیاستهای آنها با حقوق مسلمانان و منافع آنها در تضاد
است. ولی عربستان سعودی با وجود نقض حقوق بشر از حمایت آمریکا و مدعیان حقوق بشر
برخوردار است.
امام صادق(ع)می فرمایند: العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس... هرکس عالم به زمان خود باشد از هجوم انحرافات و شبهات در امان می ماند.